تبليغاتX
از تنهایی من در تو

از تنهایی من در تو

وبلاگ شخصی محمد آشنا

10 شعر تازه از محمد آشنا - در حال و هوای اردیبهشت پاوه

 

 

به نام خدا

 چند شعر تازه  از محمد آشنا در حال و هوای شهرم " پاوه "

 

1

دهانم

سرشار از عطر نام تو بود

کسی این راز را نمی دانست

پاوه

ای شعر شکوه

پاریس مگر به تو می مانست... .

 

2

کوه انگورت *

مست ترم کرده

مددی کن

چراغ شرابم باش

وطنم

پناه حال خرابم باش... .

 

* اشاره به کوه ده ره نیشه که به همت پدرانمان انگور کاری شده و البته دیم است.

 

3

شاهو*

سینه چاک کرده

حرفهایت را بشنود

سیروان*

رود رود می کند زخم های تو را...

ده ره نیشه

 به سماع آورده خوشه های انگورت را

تو ای وطن من ... .

 

* شاهو بزرگترین کوه شهر پاوه و استان کرمانشاه و سیروان رودخانه خروشان جاری در شهرستان پاوه.

 

4

شهر من

همینجوری پلکانی بمان

پشت بام ات

حیاط دیگری

و همین را ادامه بده تا آسمان

عاشقانه ها

قدیما

پشت همین بام ها

گل داده بودند... .

 

5

لهجه کردی ات

شب های تو را زیباتر می کند

بوی قلیان میوه ای

قهوه خانه هایت را مست تر کرده

چنار سراب هولی*

به وجد امده از معاشقه دو یار

پای جویبار... .

 

* سراب هولی سرابی معروف در شهر پاوه که روزگارانی شاعران و عاشقان را مست خود کرده بود اما امروز... .

 

6

 

بوی کوچه باغ های میرآباد

شکوه گردوهای بالابلند دره آسیابان

یا رقص موهای دخترکانت در باد

کدام اینان

پایم را اینجا بند کرده است ، بماند

*

خاکت دامنگیراست وطنم... .

 

 

7

 

... تقدیم به برادرم آرش که دوستش دارم زیادی

 

 

آسمان کوچکی دارد وطنم

کوه هایی بلند

که تا شانه های مردانش قد کشیده اند

چنان که می شود همه چیز را از اون بالا زیرنظر داشت

آمد و شد ها را

فکر و خیال ها را

کسی از دست اینا نمی تونه رها باشه

هوا همیشه مه آلوده " آرش" *

شباش درازه

مواظب خودت و آیینه ها باش آرش... .

 

8

بعد از خوابی عمیق و زیبا

زیر چتر کپری از میرآباد تو

چه باشکوه می توان جان داد

میان رقص رنگ های پاییزی... .

 

9

آن سوی مه

خبری نیست

جز آمد و شد رهگذرانی مایوس

و نگاه کلاغ های عبوس

*

آرام قدمهایت را بردار

شهر را تا مرز یک متری مین کاشته اند... .

 

 

10

 

له سه ر به رزترین لوتکه که ی شاوه

سلامت لی بی شاره که ی پاوه

 

به رزی به وینه ی ئالای نیشتمان

کوگای په روه رده و عیلم و هه م ئیمان

 

له میژوی کورددا ئه گه شیته وه

له ری نیشتمان ناحه سیته وه

 

لاوت سه ربه رزه به تیکوشانی

هه م به کچیه وه هه م به کورانی

 

پاوه زانکویه و چالاوگه ی بیره

بویه سه رچاوه ی کوردانی ژیره

 

....................................

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   | 

سال نو مبارک

 

سال نو برهمه دوستان و دشمنانم مبارک

سالی سرشار از شادی و سلامت برایتان آرزومندم.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   | 

استان کرمانشاه ، منطقه اورامانات و مسئله فرهنگ - محمد آشنا عباس منش

                            

 

              استان کرمانشاه ، منطقه اورامانات و مسئله فرهنگ

 

امروزه جوامع مختلف دنیا با فرهنگی که از آن جوامع ساطع میشود، شناخته میشوند. بدون شک فرهنگ و فولکلور ملت هاست که جوامع رنگارنگ را بوجود آورد است.

اختلاف در فرهنگ و سلایق و علایق انسانها،جوامع مختلفی را پدید آورده است.فرهنگ که زبان،ادبیات،آداب ورسوم،صنایع دستی،لباس، غذاها ،چاشنی ها و همه اینها را شامل  می شود ، در هر بوم و محال و منطقه ای منحصر به فرد بوده که  این به نوبه ی خود تنوع و زیبایی های جهان را بیشترو صد البته جذابتر نموده است.

ایران و کرمانشاه نیز دارای تنوع فرهنگ ،زبان وادبیات و...است که جدای ازطبیعت زیبا و باشکوه، فرهنگ وتنوع فرهنگی نیزجذابیت بیشتری به آنها داده است.اورامانات نیز که در استان کرمانشاه و در مرز با کردستان عراق واقع شده است، دارای پتانسیل های طبیعی زیاد و فرهنگی پرمایه وارزشمنداست.اما مسئله فرهنگ در کرمانشاه و اورامانات چرا همیشه مطرح بوده وچرا برای ما نیز مسئله شده است؟

استان کرمانشاه به نسبت استان کردستان که همسایه ی اوست،بدون تعارف واغراق رشد کمتری در حوزه فرهنگ داشته است ویکی ازعلل وعوامل این رشدکمتر،بی توجهی مسئولان وبی تفاوتی مردم باهم بوده است.اصرار بعضی از نیروهای دولتی برمسئله امنیتی کردن منطقه واستان و نیز ناهمگون جلوه دادن تفاوت های قبیله ای و قومی و زبانی در استان ومنطقه و نیز عدم حمایت از فرهنگ، فولکلور و زبان و ادبیات بومی و محلی ،نبود ظرفیت های لازم در بین اقشار مختلف مردم با عقاید و سلایق مختلف برای جلب و جذب اعتبارات فرهنگی مختلف، مذهبی جلوه دادن فضای استان و فعالیت های فرهنگی آن و تاکید بر فعالیت های مذهبی چه از جانب مسولین و چه از جانب طرفداران مذاهب مختلف در استان و منطقه و عدم انعطاف لازم برای حضور حداکثری گروه های موسیقی و هنری ، همه و همه دست در دست هم داده اند تا استان کرمانشاه و منطقه اورامانات رشد کمتری را در حوزه فرهنگ و مسائل فرهنگی شاهد باشند.

البته حضور حداقلی هنرمندان ،نویسندگان ،شاعران و اهالی هنر و فرهنگ در جشنواره ها و همایش ها و مسابقات درون استانی و کشوری و بین المللی قابل انکار نیست و موفقیت آنها چشم نواز و قابل تقدیر است.اما این موفقیت ها و تلاش ها فردی و شخصی بوده و حرکت ها هیچ وقت گروهی و تیمی و با برنامه ریزی نبوده است.و به یقین ادارات و نهادهای فرهنگی استان و منطقه وامدار این موفقیت ها نبوده و نیستند و تلاش ها به تاکید، انفرادی بوده است.

و اما انجمن ها و NGOها و تشکل های مردمی و مدنی و فرهنگی در استان کرمانشاه و منطقه اورامانات همیشه یا در آغاز و در نطفه خفه شده اند و به دنیا نیامده اند و یا اینکه اجازه فعالیت نگرفته و یا در بروکراسی های اداری و کاغذبازی های ارگان ها و ادارات به حاشیه رانده شده شده اند و یا اینکه با چماق و زور عرف و سنت و خواسته های اقلیتی از جامعه بسته ی استان و منطقه تعطیل شده و یا با خواسته  نهاد های دولتی  به برنامه های حداقلی و رسمی و کلیشه ای فعالیت هایشان را تنزل داده اند و آنها را گرفتار روزمرگی و خمودگی و کسالت نموده اند اما در همین استان همجوارمان کردستان وضع به گونه ای دیگر است.انجمن ها و تشکل های مردم نهاد و فرهنگی و ادبی و هنری و زنان و کوهنوردی و حافظان محیط زیست و ... دارند کتاب تاریخ فعالیت های خود را می نویسند و آموزش می دهند و کارهای تبلیغی می کنند و جامعه را برای شهری مدرن تر و آبادتر و توسعه یافته تر  و شهروندانی آگاه تر و با مسولیت تر حداقل از نظر فرهنگی پیش می برند.

اگر فرهنگ و فعالیت های فرهنگی در هر شهر و منطقه و استانی جایگاه والایی داشت ، آن منطقه و استان مردمانی صبورو با ظرفیت ، فعال با وجدان کاری بالا و دغدغه مند و مسولیت پذیر تربیت می کند و به جامعه اش تحویل میدهد. نمونه ی شهرهای فرهنگی در ایران کم نیستند. مانند : شیراز،اصفهان،مشهد،کاشان،سنندج ومهاباد که نگاه ها رابه خود معطوف کرده ونظرها را جذب نموده اند و به یقین امید به زندگی در انها بیشتر و بالاتربوده و مهاجران و مهمانان بیشتری را نیزبه خود جذب می کنند و نامی واعتباری برای خود در ایران و جهان کسب می نمایند.اما دراستان کرمانشاه و منطقه اورامانات وضع بدین گونه نیست.

راستی چرا از خود نمی پرسیم؟

چرادرکرمانشاه نمیتوانیم کنسرتی برای موسیقی سنتی یا کردی برگزار کنیم؟

چرادر کرمانشاه و پاوه ودیگرشهرهای اورامانات ما با انجمن های فرهنگی - ادبی آزاد، مستقل وموفق روبه رونیستیم؟

چرادرکرمانشاه ومنطقه اورامانات برنامه های فرهنگی وکردی درحد و اندازه دیگر شهرهای کردنشین برگزارنمیشوند و درکلیشه ها گرفتارند؟

چرا دراستان کردستان جشنواره های بین المللی تئاترمریوان، جشنواره کشوری داستان کوتاه بانه، جشنواره منطقه ای تئاتر کردی سقز، جشنواره های متعدد شعر کردی،جایزه کتاب سال کردستان،نمایشگاه کتاب کردستان عراق وچندین نشریه و مجله وزین کردی و فارسی چاپ ومنتشر می گردند اما درکرمانشاه و منطقه ی اورامانات خبری ازاین فعالیت ها نیست؟

چرادر کرمانشاه و منطقه ی اورامانات همه فعالیت های فرهنگی را در نهادهای دولتی تعریف میکنیم؟

چرا انجمن ادبی- فرهنگی شهرستان پاوه (فرهنگی ترین شهرستان کرمانشاه به زعم همه ی مردم ایران) بعداز25سال هنوزمجوزفعالیت نگرفته است؟

فکر می کنید عامل و عوامل بسیاری ازمشکلات اجتماعی و فرهنگی استان ومنطقه ( ازخودسوزی زنان و دختران گرفته تا خودکشی جوانان و جنگ و دعواهای خیابانی وطایفه ای ونیزمشکلات روحی و روانی،اعتیاد، فحشا و بی بندوباری های اجتماعی ) چیست؟

آیا مشکلات را در حذف انجمن ها وتشکل های مردمی ومدنی و فعالیت های فرهنگی ،ادبی وهنری نمی بینید؟

آیا این مشکلات اجتماعی متعدد که گریبان گیر جامعه ما شده است را در حذف نیروهای بومی متخصص و با تجربه  فرهنگی نمی بینید؟

آیا با تک بعدی کردن جامعه ( مثلا مذهبی کردن آن) مشکلات با ابعاد متفاوت ، حل می شوند؟

آیا با حذف فعالیت های فرهنگی که باعث شور و شعف و شادی جوامع می شود،می توان به توسعه ی حداکثری و سعادت اخروی اندیشید؟

 

به نظر شما انرژی ها و پتانسیل جوانان کرمانشاهی و اوراماناتی اگر در مسیر فعالیت های گروهی و سازمان های مردم نهاد، ساماندهی و سازماندهی نگردند،در جهت منحرف کردن آنها و استان و منطقه  گام برنداشته ایم؟چگونه است همه سکوت پیشه کرده ایم و در همه جا می نالیم و اه و واویلا سر می دهیم که جامعه و جوانانمان از دست رفتند اما تلاش های افراد فعال و وطن دوست آبادگر را در نطفه خفه کرده ایم؟

جوانان را با فرهنگ کارمندی و پشت میزنشستن بارآورده ایم و با جذب حداقلی آنها درادارات و ارگان ها و عدم آموزش آنها در جهت کارآفرینی و فعالیت های  گروهی وفردی و ... به کدام سو رهنمون می کنیم؟

استان کرمانشاه و منطقه اورامانات با تنوع عشیره ها و قبیله ها و طایفه ها نیازمند کار فرهنگی بیشتر است تا اصطکاک هایش کمتر شده و روند روبه رشدش تکانی به خود بدهد.

با تک قطبی کردن جامعه و ترویج زبان فارسی با ته لهجه ای غریب و دور از زبان معیار و بی تفاوتی نسبت به زبان مردم منطقه و استان که کردی است ، حاصلی جز تربیت نسل و افرادی یک سونگر و متعصب و خالی از اندیشه ندارد.رسانه های استان کرمانشاه متعلق به همه ی مردم استان است نه عده ای قلیل که با هدف تخریب فرهنگ ،زبان و ادبیات بومی استان و منطقه فضا را با تشویش های ذهنی خود اشغال نموده اند.

ادارات فرهنگ و ارشاد و صداو سیمای محلی  زاگرس و مطبوعات خارج از گرایشات فکری خود گامی در جهت توسعه فرهنگی استان و منطقه بردارند تا جامعه ای عاری از مشکلات عدیده ی فرهنگی داشته باشیم و نشاط و شادی را به مردم خوب خود ارزانی داریم.فضا را برای حضور حداکثری هنرمندان و شاعران و نویسندگان و ناشران و  تلاشگران عرصه فرهنگ در همه حوزه ها از جمله چاپ و نشر و توزیع کتاب و اقلام فرهنگی آماده کنیم تا نه تنها استانی فرهنگی با سطح دانش و معرفت و حکمت بالا داشته باشیم بلکه میزبانانی خوب برای مردم و هنرمندان دیگر نقاط دور و نزدیک ایران عزیز باشیم.

یادداشتم را با نقل قولی از یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات به پایان می برم :

( رفتار قهرآمیز با هنرمندان  و اهالی قلم مشکلی را حل نمی کند و بر مشکلات می افزاید و مشکلات امنیتی تشدید می شود.در اینجا باید بگویم غیرکارشناسی ترین حرکت امنیتی این است که با جامعه هنر و قلم و فرهنگ مانند هنرمندان و خبرنگاران کج رفتاری شود،چرا که این جماعت ممکن است سکوت اختیار کنند اما در باطن کار را بدتر خواهد کرد.

اگر شاعر است ،در پستو اشعارش را می سراید.اگر نویسنده است ،کتاب خود را مخفیانه می نویسد.اگر کارگردان و فیلم ساز است،اگر بازیگر است . به هرحال هر کدام راه خود را می روند و این مشکل را بیشتر می کند.من معتقدم نباید با شیوه های قهرآمیز با آنها برخورد کرد بلکه باید باید با شیوه های هنرمندانه با آنها آشتی کرد و با کمک آنها اگر مشکل امنیتی هست ،برطرف کرد.

هنرمندان باتوجه به روح لطیفی که دارند،زودرنج و حساس هستند با این قشر باید به گونه ای رفتار کرد که آنها را جذب کرد،نه طرد.نباید رفتاری کرد که این گروه از هنرمندان به سمت خروج از کشور سوق داده شوند.)1

 

 

                                                       محمدآشنا عباس منش

 

                                                  30/11/1390 – کرمانشاه

 

منبع:

1- روزنامه شرق ، 26/11/1390 ، شماره 541 دوره جدید،ص4 .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   | 

"مزره ماچ " تازه‌ترین کتێبی شاعیری پاوه‌یی بڵاو بوه‌وه‌

 

 

 کۆمه‌ڵه‌ شێعری " مزره ماچ " له لایه‌ن بڵاو که‌ره‌وه‌ی " باغ نی " کرماشان له چاپ دراو که‌وته‌ به‌ر ده‌سی خوێنه‌ر .

ئه‌م کۆمه‌ڵه‌ شێعره‌ چواره‌مین به‌رهه‌می شاعیری گه‌نجی پاوه‌یی " ئاشنا عه‌باس مه‌نش " که له 3 سێ به‌شی جیاواز ( بریتی له شیعری نوێ سۆرانی ، شیعری نوێ هه‌ورامی و شیعر بۆ گۆرانی )  دا پیک هاتوه.

alt


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   | 

چند شعر هورامی از محمد آشنا - برگرفته از سایت بلوط

چند شعر هورامی از محمد آشنا
 
چند شعر هورامی از محمد آشنا



محمد آشنا شاعر و پژوهنده ی جوان کُرد بتازگی کتاب مزره ماچ را به بازار چاپ و نشر فرستاده است . وی علاوه بر این اثر کتابهای دیگری را نیز به چاپ سپرده و علاوه بر سرایش شعر ، یکی از آثار یزمی کردی را که بخشی از فعالیتهایش در حوزه ی پژوهشی است تصحیح نموده است


(۱)


وا مه‌ی و بۆ وه‌شه‌و چاره‌کێت مه‌ورۆ
نمه‌زانو کام باخه‌ هالێ
نا لێ چاره‌کێت
وه‌خته‌ی مه‌ی
مه‌سم مه‌که‌رۆ
نمه‌زانو ده‌ره‌نیشه‌و پاوه‌ی
چه‌نی مڵۆچه‌ بیه‌ن لێ چاره‌کێت

* * *

وا
پی دڵه‌ به‌ ئاوات نیاوایه‌ چێش مه‌که‌رۆ ! .

 

(۲)

 

 

حه‌جو ده‌وڵه‌مه‌ندی

خوا رێکش مه‌وزۆ

 

* * *

فه‌قیری ئێمه‌یچ
شمه‌ ... ! .

 

(۳)

 

ئارۆ

خه‌وه‌رێوه‌ خراوم وه‌نه‌وه‌
گردو وێژه‌ن که‌ران وێشان کۆشتۆ !
چیریچشۆ پێسه‌ ئامه‌بێ
(( به‌ بۆنه‌و سۆته‌و داروه‌نه‌کان
ژیوای په‌یمان مه‌عنیش نه‌وێ
پالۆ ده‌سو هه‌رکامیچمان
داروه‌نێوه‌ بسراوندێ . ))

 

(۴)

شۆڕش ئه‌که‌م
وه‌کو هه‌ورێکی به‌هاری
که‌ ده‌س ئه‌دا به‌ ده‌س
ره‌شه‌بایێکی پاییزی و
ئه‌بارێنێ به‌سه‌ر چیا و ده‌شت و دارستانا

* * *

شۆڕش ئه‌که‌م
وه‌ک شۆڕشی هه‌نگه‌ شیرینه‌
به‌سه‌ر ئه‌رته‌شی گۆڵان

* * *

شۆڕش ئه‌که‌م
بۆ تۆ
له‌گه‌ڵ تۆ
به‌سه‌ر شه‌قامه‌ چۆڵه‌کانی شاره‌که‌م
به‌سه‌ر کۆڵانه‌ بێ عه‌شقه‌کان

* * *

خه‌یر نه‌یێت ئه‌و شه‌وه‌ شاڵاویه‌
ئه‌و زقمه‌ شۆڕشی لێ ون کردم
جا چۆن بێ عه‌شق لێره‌ سه‌رکه‌م
جا چۆن بۆ خۆشه‌ویسته‌که‌م
ئه‌لف و بێ دڵداری دابێنم

* * *
ده‌ وه‌ره‌وه‌
باسی شه‌و مه‌که‌
خۆت ده‌زانی خۆشه‌ویستی شۆڕشێکه‌ له‌ وڵاتی من

به‌سه‌ر هه‌مو ناله‌باریێک

* * *

خۆشه‌ویستم
رۆژگاره‌که‌م روناکه‌ بۆم
چون ده‌زانم
له‌ ئه‌زه‌ڵ دا
له‌ نێو رۆژێک که‌ من ، من نه‌بوم
تۆم خۆش ئه‌ویست .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   | 

حضور شاعران جوان کُرد و رویش جوانه های امید

حضور شاعران جوان کُرد و رویش جوانه های امید
 
 
 
حضور شاعران جوان کُرد و رویش جوانه های امید



گزارشی از ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر (بخش شعر کُردی) - سایت بلوط
...کرمانشاه را پایتخت فرهنگی غرب کشور می داند، شعر کردی را در این جغرافیای زبانی درختی سایه گستر می داند که این سالها به بار نشسته است. در ادامه به رویکرد تازه ی شاعران کرد اشاره می کند و می گوید: حرکت های تازه در وادی ادبیات امروز کردی کرمانشاه از جنبه های مختلف با گامهای دیروزین فرق دارد. ازیک سو طیف هنرمندان و شاعران این عرصه، به عنوان تحصیل کردگان آکادمیک و آشنایان با تئوریهای برتر دنیای ادبیات، با آگاهی تمام و نگاههایی بروز به پروسه ی نو گرایی در شعر کردی پرداخته اند و از دیگرسو محصولات هنری وادبی تولید شده قابل ترجمه به زبانهای برتر دنیا هستند...


ashna.jpg

محمد آشنا شاعر و محقق هورامی زبان که این سالها در کرمانشاه زندگی می کند، به پشت تریبون دعوت شد تا درآخرین لحظات برنامه چند شعر زیبا به مخاطبان هدیه نماید. وی ضمن معرفی یکی از تازه ترین کتابهایش به نام «مزره ماچ» ازاین مجموعه شعر چند اثر را برگزید تا مخاطبان یک نشست زیبای ادبی را با طعم های مختلف گویش های کردی به اواخر برسانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   | 

شعری از دوست سفرکرده ام رضا بروسان عزیز شاعر خوب معاصر و همسر الهام اسلامی

 

 



غلامرضا بروسان

 


تنهایی

تنهایی در اتوبوس چهل و چهار نفر است

تنهایی در قطار

هزار نفر.

 

به تو فکر می کنم

در چشم های بسته آفتاب بیشتری  هست

به تو فکر می کنم

و هر روز

به تعداد تمام دندانهایم سیگار می کشم.

 

ما چون بارانی هستیم

که همدیگر را خیس می کنیم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   | 

سه شعر از دوست سفر کرده ام الهام اسلامی ( خدا رحمت کند که زود رفتی عزیز)

 

 

 



الهام اسلامي
چند شعر

 

۱

 

سرباز!

همسر مرا نکُش

او شاعر است؛ دنیا را از شعر تهی نکن

 

سرباز!

کودک مرا نکش

کودکان مرگ را ناگوار می‌دانند

 

ما خواستار جنگ نبودیم

ما از سکوت پشیمان بودیم

 

 

 

۲

 

قوی نیستم اگر شعری می‌نویسم

باد قوی نیست اگر لباس‌های روی بند را تکان می‌دهد

 

غروب ساعت غمگینی است

نمی‌تواند حتی گلدانی را بیندازد

تا من از جایم بلند شوم

و غم کمی جابه‌جا شود

 

در خانه نشسته‌ام

زانوهایم را در آغوش گرفته‌ام

تا تنهایی‌ام کمتر شود

تنهایی‌ام

کمد پر از لباس

اتاقی که درش قفل نمی‌شود

تنهایی‌ام حلزونی است

که خانه‌اش را با سنگ کُشته‌اند

 

 

 

۳

 

جنگاورانی بر تن این غار ایستاده‌اند

که آرزو دارند به خانه برگردند

پاهایشان را دراز کنند

چای بنوشند

اوستا بخوانند

و دیگر نقاشی نباشند

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   | 

یک شعر از کتاب از تنهایی من در تو - محمد آشنا

 

 

وقتی تو نیستی

بلاتکلیفم

همچون گل آفتابگردان

در روزهای ابری.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   | 

طرح ‌پیشنهادی عمران و توسعه شهر پاوه / محمد آشنا عباس منش

طرح پیشنهادی عمران و توسعه شهر پاوه که توسط شاعر و نویسنده توانای پاوه ای محمد آشنا عباس منش تهیه شده است اخیرا از طرف خود ایشان به دفتر شوراها و امور اجتماعی استانداری کرمانشاه ارسال  شد و مورد استقبال آن نهاد قرار گرفت .

قرار است این طرح از طرف استانداری کرمانشاه به فرمانداری و شهرداری پاوه ارسال شود . در این طرح آقای عباس منش با اشاره به پتانسیل های متعدد پاوه آورده است : ايجاد، حفظ، توسعه و نگهداري اين منابع خدادادي و پتانسيل‌هاي فرهنگي محتاج بسترهاي مناسب و مهيا كردن اين بسترها نيازمند تلاش و كوشش و همكاري بي‌شائبه‌ي همه‌ي آحاد ملت و مسئولين محترم است.

متن کامل طرح پیشنهادی محمد آشنا عباس منش درباره « عمران و توسعه شهر پاوه » را در زیر بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد آشنا   |